-
لبخند بزن - محمدرجبی
یکشنبه 28 شهریور 1400 22:17
لبخند بزن کلیپ: دانلود کلیپ متن شعر: گرچه کوچه از کدورتِ کدرِ قلبها زخمیست گرچه شهر در غبارِ سیاهی غرق است گرچه خانهها رختِ سیاهاند به سر گرچه خاکسترِ مرگ میریزد بسر، ثانیهها گرچه آسمان چهره پوشیده بر من گرچه زمان باز ایستادهِ بر گذرِ ما مینگرد گرچه در کنجِ بیکسیهای شهر کولیان شیکپوشِ کوچههایِ پرسه در مسلخِ...
-
حسرت تلخ - محمدرجبی
چهارشنبه 24 شهریور 1400 21:55
حسرت تلخ دکلمه + متن ترانه دکلمه: متن ترانه: یک روز از لابلایِ خاطراتت آه تلخِ جان سوزِ خاطری تنگ، خانه ی دلت را ویران خواهد کرد روزی نگاهِ سردِ چشمانِ آشنایی از یادی دور میانِ عابران آن سوی خیابان چون سوزِ سرما در تنت خواهد پیچید و لرزه بر اندامت خواهد انداخت روزی در مرورِ خاطراتت وسعتِ خالیِ دستهایِ جدا مانده ز خود...
-
گیسو کمند
سهشنبه 23 شهریور 1400 22:13
کلیپ : گیسو کمند متن ترانه : های گیسو کمندِ ماه چهرهی پرسور دختر شیدایی پر شرر شاهبانوی خفته بر دامن دشت خنیاگرِ ترانههای باغ ای معجزهی حضور در آمدوشد ابرها همساز خیالِ من در چرخش بادها بیا بیا که سرودهام واژه واژه حضورتو را بوسههای تو مجیز آرامشاند و این شعر رقصِ اندام توست پیشِ روی من تو آغوشِ آرامی برای...
-
قهوه قجری
دوشنبه 22 شهریور 1400 21:46
قهوه قجری کلیپ : متن ترانه : امروز در چشمانِ قجریِ زنی، مردی را دیدم، تیپا خوردهی عشق که در قمار زندگی خیره به لبهای معشوقِ خود آخرین جرعههایِ قهوه قجریِ خود را سر کشیده بود و در خاموشیِ ادعا همرقصِ زهرآگینِ آتشِ درونِ خود بیهیچ صدایی میسوخت نویسنده(ها): محمد رجبی اوکتای © تمام حقوق برای آقای رجبی محفوظ است! راه...
-
من به خوبترین شکل ممکن بودن بدم
دوشنبه 15 شهریور 1400 21:49
من به خوبترین شکل ممکن بودن, بدم متن ترانه: من بنیان اندیشهی زیستن را در فکرهای ناکردهای میکاوم که تو در آن نباشی و نبودنی از تو در عمقِ این افکارم موج زند یا شاید بودنی بدون دیده شدنها چون رویایِ کدر و گمشده در انهدام افکار هرز و هذیانیِ من آواره در هزارتویِ خاطره و فراموشی میان بودن و نبود شدن به زیستن تن در...
-
بزم شبانه
شنبه 13 شهریور 1400 23:11
بزم شبانه متن ترانه : خانه، در خیالِ معلقِ شرابِ کهنهی انگورها مست میچرخد طاقچه پیاله بهم میزند سفره رنگ مینوازد و تو در ضلع پنجمِ سکوت فارغ از اندیشهی دیوارها میزی شمالی برایم میچینی و من در بزم شبانهی شعر تنگ تو را در آغوش میگیرم واژه واژه نوش میشویم از هم نت به نت از هم سر میرویم و در کنجِ بیتابی چشمهامان...
-
من شاعر نیستم
سهشنبه 9 شهریور 1400 22:16
من شاعر نیستم متن ترانه : من شاعر نیستم من کوچه گردِ پیچوخم ذهن پریشانِ توأم من غیظ مستانهی روسپیهای خجل، زیر تازیانهی چشمانِ هیزم نه، من شاعر نیستم من، تصویر ماتوکدر آینههای چِرکم کودک ولگردِ چشمان حریصم شعر من ورورههای پنهان در خفای هر آدمیست من ضجهی گلوهای ملتهبم پرده درِ ذهنهای سرکوب شدهی دردم نه نه من...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 7 شهریور 1400 21:56
بهار متن ترانه : برای بارانهای بیهوای بهار برای گرمای زِلسوزِ تابستان برای آغوشهای آوارهی پاییز برای نگاههای سرد زمستان برای اسفندی که دود شد برای آخرین نفسهای سال بیاسرودی نو بخوانیم لینک دانلود : DOWNLOAD BAHAR CLIP (کلیک کنید) نویسنده(ها): محمد رجبی اوکتای تدوینگر کلیپ ها: سهیل سرداریان © تمام حقوق برای آقای...
-
بعد از تو
شنبه 6 شهریور 1400 22:27
بعد از تو تصویر های سروده : متن ترانه : بعد از تو زمان خشکید بر سینهی دیوار روز بر نیامد و فردا هرگز نرسید بعد از تو لحظه ماسید بر ذوق دیدار و لذت از دهان فاصله افتاد بعد از تو طاقت حوصله طاق شد و دلتنگی از قامت زندگی سررفت بعد از تو در آینه چین افتاد و آسمان شکست تمام کوچهها هم نام تو و مردم شهر هم تصویر تو شد بعد...
-
در تکرار روز های کسل
جمعه 5 شهریور 1400 22:04
در تکرار روزهای کسل متن ترانه : از دیروزهای کسل تا به فرداهای بعید از تاریخ کهنهی منسوخ تا به آیندهی مجهول و حتی امروز بیسرانجام سررفته حال من از جهد فانی روزانهام معلق ماندهام در بیدادِ عاصی ذهنم در شبی ابدی بیرفتن و ماندن بیخاطره و یادی در انقطاع ویرانی خود بیمجال و بیرمق بیصدا و بینفس در سراچهی هذیانی...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 مرداد 1400 23:39
صدای بیصدا متن شعر : لمیده بر نرمترین خیالِ آسودهى زمان تکرار میشود در حافظهى تاریخ ساعتهاىِ آزگار هنگامهى آتش است آسوده بخوابید شهر در شرم و زوال است آسوده بخوابید رگِ آهن بروى زمین در جریان است آسوده بخوابید تبرِ سردِ زمستان پشتِ در به کمین است آسوده بخوابید خونِ سرخمان روى فرشِ سفیدِ برف در شریان است آسوده...
-
کودک درون
شنبه 16 مرداد 1400 21:15
کودک درون متن شعر : از کودک دلمردهی درونِ ما که ضجه میزند، هر روز تا این جانور لزجی که در افکارمان چرخ میزند هر دم از این زندگی چندشِ آلوده به مقدسات موهوم تا این گرگ زخم دیدهای که زوزه میکشد در گلوهامان هر شب و حتی این رنج بیدریغ روز افزون که جان میکاهد، هردم همه و همه گواهِ عجزِ ما بیچارگانِ دچار به تکرارِ...
-
مهیا به سکوت
دوشنبه 11 مرداد 1400 21:21
مهیا به سکوت متن شعر: مهیا به سکوتم بی هراس از بیکسی در آغاز یک تنهایی تلخ مهیا به فریبم بیمجال اندیشه به ترس در هجوم دلهرههای سرد مهیا به ستیز به نبرد به کشتن به رفتن مهیا به انتحار سردم فارغ از هر نگاهِ گرم در جبرِ دامن گیرِ دلبستگیهای تلخ محمدرجبی اوکتای در های ارتباط: https://www.karno.me/uktay
-
بر میگردم
یکشنبه 10 مرداد 1400 22:22
بر میگردم متن شعر: به آغاز بر میگردم به بدو فراموشی به تمامیت مطلق رنگ در انتهای تاریکی به کرختی بینظم هستی در منظومه سکوت به سکون یکریز زمان در مجموعه عدم به پوچی محض کهکشان در ژرفای وجود به آغاز بر میگردم به بدو بیهودگی به اولین نگاه خورشید در سیاهی بیکران به تپش تند زمین در انزوای خاموشی به شکوه اندیشهی بشر در...
-
خیال حضور
شنبه 9 مرداد 1400 23:16
خیال حضور + فایل دکلمه محمدرجبی باکس دانلود: Download LINK برای دانلود فایل دکلمه کلیک کنید متن ترانه: خیره به کنجِ اتاقِ خالی از حضور تو درگیرِ جنونِ فلسفیِ افکارت به حالتی حماقتوار در بُعدی از زمان نشستهام میانِ منطق و محال میانِ سکوتِ گَسِ اندامت نبضِ زمین در گوشِ من میتپد و روحِ خیسِ جهان، عبوسانه به تماشای من...
-
لبخند بزن
جمعه 8 مرداد 1400 19:15
لبخند بزن گرچه کوچه از کدورتِ کدرِ قلبها زخمیست گرچه شهر در غبارِ سیاهی غرق است گرچه خانهها رختِ سیاهاند به سر گرچه خاکسترِ مرگ میریزد بسر، ثانیهها گرچه آسمان چهره پوشیده بر من گرچه زمان باز ایستادهِ بر گذرِ ما مینگرد گرچه در کنجِ بیکسیهای شهر کولیان شیکپوشِ کوچههایِ پرسه در مسلخِ خود میپیچند بههم گرچه پشت...
-
باور کن
سهشنبه 5 مرداد 1400 23:06
باور کن بیا باور کنیم که ما خود از خود بیگانگانِ گمشده در میانِ سیلِ بیگانگانیم کز گفتن عاجز و از شنیدن ملولیم بیا باور کنیم که ما همه آوارگان تاریخیم بیرسیدن به مقصد کز رفتن در هراس و از ماندن بیزاریم بیا باور کنیم که ما همان سازِشگرانِ بیچارهایم با دردی عقیم کز شنیدن کر و از دیدن خود هم کوریم بیا باور کنیم که...
-
سرگشتگی
دوشنبه 4 مرداد 1400 21:09
سرگشتگی دست بردهام به انکار خودم درگیر و دارِ سرگشتگیهای خودم گرچه ناگفتهها دارم به سر لیک دست شستهام از انتهای قصهی خودم در دل حسرتها و افسوسها سرزنشها دارم به سر لیک پشت کردهام بر همه حرفهای خودم ردی از یادی در خیالی نیست، از من چنان پرم از نیستی، اینک چو گویی، انگار قرنهاست که مردهام محمد رجبی اوکتای راه...
-
رقص خورشید
دوشنبه 4 مرداد 1400 01:31
رقص خورشید میرقصد یقین خورشید زیر اندام ما میان هجوم پر تنشِ همهمهها بر بلندای شلوغی شهر زیر سنگینیِ واژهها با دستانِ عرق کردهی خود پل میزنم از افق پیکرت تا به تپهای دورتر از ویرانهها تکرار میشوم در سقوط زمین با دلهرهها کمی دورتر از شعاع دستان مرگ زندگی زندهبگور میشود در تمام هستی ما شعر و صدا : محمدرجبی...
-
قداست شعرهای من
شنبه 2 مرداد 1400 23:49
قداست شعرهای من تو تکرارِ کدامین ترانه ای که هر شبِ من آغشته به عطرِ توست؟ تو تکرارِ کدامین واژه ای که هر روز من هم آغوشِ آفتاب و برگ است؟ تو آغازِ کدامین بشارتی که رَدِ تو در تمامِ قدمهایِ من جاریست؟ تو باز تابِ کدامین آئینه ای که ستارگانِ شب رقصِ حضورت را هلهله می کنند؟ تو نویدِ کدامین گلزاری که زمین سرودِ حضورِ تو...